زندگی من و بابازندگی من و بابا، تا این لحظه: 17 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره
محمد منمحمد من، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

نگفته هایی در من، برای تو

نامه هشتاد و هشتم

1392/6/10 13:26
نویسنده : الی
218 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز مامان

دل مامانت امروز یه کم گرفته ............. نمیدونم چرا

صبح خیلی خوب بود .......... داشتم شیطونی میکردم ............ کلی با همکارا خندیدیم

ولی نمیدونم یهو چم شد .......... دلم میخواد به همه چی گیر بدم

سایتمون قطعه و نمیتونیم درست و حسابی کار کنیم  ........... شاید علت کلافگیم این باشه

وقتی اینجوریم ..... وقتی کلافه ام..... نبودنت بیشتر ازارم میده 

اینکه اگه بودی..... اینکه شش ماه مونده بود تا بغل گرفتنت

وقتی حرف از رفتنت و  اون روزهای سخت میاد   من با خنده و شوخی ازش رد میشم که به خاطر غصه خودم کسی رو ناراحت نکنم

از دلداریهاشون خسته ام

از گفتن چیزایی که خودم میدونم 

خودم میدونم مصلحت بوده............. خودم میدونم بالاخره بچه دار میشم ........... خودم میدونم نباید غصه بخورم ............ خودم میدونم هنوز جوونم و وقت دارم 

ایکاش نگن بهم

ایکاش فقط گوش کنن

چجوری اینا رو به مردم بفهمونم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان خانومی
10 شهریور 92 13:48
سلام

خانومی من وبمو جای دیگه منقل کردم

بیا اینجا من نانا و نینی جونم
ناراحت بودم که وبت جدیدت رو ندارم ... خیلی خوشحالم کردی .. مرسی

دانشجو
10 شهریور 92 14:28
سلام عزیزم ما توی وبلاگمون جشنواره ی زیبا ترین کودک رو برگزار کردیم منتظر حضور گرمتون هستیم ومارو با رای خودتون خوشحال کنید
مامی یاسین
12 شهریور 92 12:40
سلام الی جونم بهشون بگو صلاح مملکت خویش خسروان دانند